حمد الله مستوفي قزويني
411
تاريخ گزيده
بيار . خياط تصور كرد كه مىگويد چوب بيار . گفت اى خداوند به چوب چه حاجت . از آن ياقوت پيش بنده زيادت از ده صندوق نيست . عماد الدوله بخنديد و اركان دولت متعجب شدند . آن صندوقهاى جامه ازو بستد . چون ياقوت به حضرت خلافت رسيد ، غلامان غلو كردند و لشكرى گران بجنگ عماد الدوله فرستادند . بفيروزان فربقين بهم رسيدند . صد روز جنگ بود . ظفر و هزيمت روى ننمود . فريقين از حرب ملول شدند . عماد الدوله بر آن بود كه اگر بامداد ظفر نباشد ، هزيمت شود . در شب بخواب ديد كه اسبى فيروزه نام داشت ، بر پشت آن سوار بودى . [ چون پارهاى برفتى نگينى فيروزه يافتى . ] [ 1 ] چون پارهء ديگر برفتى ، او را بفيروزى مژده رسيدى . چون سه لفظ فيروز بود ، خرم شد . شبگير فرمود تا اسب فيروزه نام را زين كردند . بر نشست . پارهاى برفت ، انگشترى فيروزه يافت . اميد فيروزى در خاطرش متمكن شد . ناگاه خبر رسيد كه لشكر عرب گريختهاند و اسباب گذاشته . عماد الدوله از آن خواب متعجب شد . به حضرت خلافت فرستاد و فارس بهشتصد هزار دينار ضمان كرد . خليفه او را منشور پادشاهى و تشريف فرستاد و لقب معين كرد و او سالى چند مال ضمان بادا مىرسانيد . اما چون كارش بالا گرفت ، تغلب نمود و ديگر نداد . عماد الدوله مدت شانزده سال و نيم پادشاهى كرد . در جمادى الاول سنهء ثمان و ثلاثين و ثلاثمائة در گذشت . برادر خود را ولى عهد كرد . ركن الدوله حسن بن بويه ، به حكم برادر در عراق عجم پادشاه بود . او را با پسر قراتكين ، سپهدار سامانيان ، بكرات محاربات رفت . چون در سنهء اربعين و ثلاثمائة پسر قراتكين در گذشت و ابو على بن محتاج بجاى او نصب شد ، ركن الدوله با او به صلح در آمد و چهل و چهار سال پادشاهى عراق كرد . شانزده سال و نيم معاصر عماد الدوله
--> [ 1 ] - ف ، ب : ندارد